«آیا فکرش را میکردید در مورد ایران در موقعیتی که هستیم، باشیم؟» این پرسشی بود که وقتی «جو بایدن» رئیس جمهوری امریکا در آستانه تحویل کلید کاخ سفید به «دونالد ترامپ» از مخاطبانش پرسید، خود پاسخی از پیش تعیین شده برایش داشت؛ این ادعا که ایران و روسیه تضعیف شدهاند، ایالات متحده در حال برنده شدن در رقابت جهانی است و چین در اقتصاد از امریکا پیشی نخواهد گرفت.
او این موضوعات را در چند جمله خلاصه کرده و نشان داد که نیمی از ذهنش درگیر دنیایی است که در آن زندگی میکند و نیمی دیگر درگیر دنیایی است که میخواهد بسازد. حال سؤال اینجاست که سیمای فاتحی که بایدن درباره ایران به نمایش گذاشته تا چه حد مرهون سناریونویسانی است که برای برائت او از موج انتقادها نوشتهاند؟ آیا بایدن از خود قهرمانی ساخته که مانع از جنگ با ایران شده یا طی چند هفته آینده مشخص میشود که اینگونه نیست و زمین سیاست را برای بحرانهای جدیدی آماده کرده است؟ و اینکه تصویر پیروزی بایدن تا چه حد مدیون واقعیتها و تا چه میزان مرهون رسانههایی است که او را در برابر ایران موفق جلوه میدهند؟
کاخ سفید تدبیر لازم را نداشت
نزاع دیپلماتیک ایران و امریکا همچنان ادامه دارد. تحریمهای امریکا همچنان پابرجاست و ایران با نتایج آن دست و پنجه نرم میکند. در حالی که از دست برتر امریکا در نزاع هستهای با ایران صحبت میشود، ایران در مسیری از پیشرفت صنعت هستهایاش قرار گرفته است. این چیزی بود که بایدن و تیم او تلاش کردند تا از آن جلوگیری کنند اما نشان دادند که تدبیر لازم را برای این هدف ندارند. دولت او راه درست برجام را نیمهراه پیمود و به جای بازگشت به مذاکراتی که تهران برای آن آماده بود، باز هم به خطای تهدید بقای ایران ادامه داد. بایدن اگر قصد داشت مسیر ایران به سوی مجراهای خطرناکتر را ببندد، نباید امکان اجرای توافقی را از میان ببرد که در آن، حل چالش با کمترین هزینه ممکن بود. اما او نسخه فشار حداکثری خود را اجرا کرد تا در کوچه بنبستی قرار گیرد.
اشتباه دوم
بایدن همزمان که برای ایران نسخه میپیچید، به نظر میرسید درحال ارتکاب اشتباه دیگری درباره روسیه است و این اشتباه را به ایران مرتبط میکرد. در زمانی که پوتین ارتش خود را بسیج میکرد و اعلام کرد که اگر به نگرانیهایش توجه نشود به اوکراین حمله میکند، دولت امریکا به سیاستمدار اوکراینی چراغ سبز حمایت همهجانبه داد. اما ایالات متحده برای متقاعد کردن زلنسکی تلاش کرد تا ایران را به عنوان همدست نظامی روسیه معرفی کند. این سیاستی بود که با تبدیلسازی ایران به شریک روسیه در جنگ علیه اوکراین میتوانست هماهنگی ایجاد کند. این رفتار واشنگتن میتوانست سرپوشی بر اشتباهات امریکا باشد که سبب وقوع دومینو حوادثی شد که قاعده بازی را برهم زد.
دستاوردهای گام برداشتن در بیراهه
پایان دوره چهارساله بایدن نشان داد که با دولتی روبرو هستیم که با تصور کار درست درباره ایران همزمان در چندین مسیر اشتباه قدم برداشت. همانطور که ایران نشان داد و ثابت کرد که میتواند روی حمایت متحدان منطقهایاش حساب کند. شکست بایدن در سیاست خارجی به ویژه در خاورمیانه نشان داد که وعدههای انتخاباتی خود را کنار گذاشت و از سیاستهای نادرستی که از ترامپ به ارث برده بود، ادامه داد. او به توافق هستهای ایران بازنگشت.
مریم سالاری
روزنامهنگار